نظام الدين شامى

72

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

پرورده و هركه با ولئ نعمت قديم خود وفا نكند و حقوق خدمت سالها را محافظت ننمايد حقوق رعايت پنج روزهء ديگران كى شناسد القصّه چون اين غدر كردند متوجّه طرف قمر الدين شدند و او را بر فتنه و فساد تحريص نمودند ذكر در آمدن قمر الدين باوزكند و اعلام كردن اميرزاده عمر شيخ امير صاحب‌قران را و قمر الدين لشكر كشيده باندكان درآمد و هزارهء قداق با لشكرى در پيش بود اميرزاده عمر شيخ خبر بامير صاحب‌قران فرستاد كه دشمن بقوّت و غلبه رسيد و اندكان را زيروزبر گردانيد امير صاحب‌قران فى الحال سوار شده شب در ميان كرده بموضع آت‌باشى رسيد قمر الدين خانهء خود را كوچ كرده با چهار هزار مرد آراسته در كمين‌گاه توقّف نمود و عاقبت روى بگريز نهاد لشكر منصور در عقب او رفتند و از ايل و كوران او خبر نيافتند درين حال لشكرها بغارت و تاراج متفرّق شدند و نزد امير صاحب‌قران از نامداران لشكر مقدار پنج هزار مرد ماندند مثل امير مؤيّد و خطاى بهادر و آق تيمور بهادر و شيخ على بهادر و غير ايشان و ايشان نيز بغارت در اطراف ياغى متوجّه شدند و با امير صاحب‌قران دويست كس بيش نمانده بودند ناگاه قمر الدين فرصت نگاه داشته با لشكرى آراسته رسيد در چنان حالتى چاره جز قوّت دل و اظهار مردانگى و توكّل بر حضرت عزّت نديد با آن فرقهء اندك ياساميشى فرموده ايشانرا دل داد و گفت ظفر و پيروزى ببسيارئ لشكر نيست بداد و دهش حضرت عزّت است مردانه باشيد كه اگر اندك تهاونى ورزيم كار از دست خواهد رفت همه در مقام جان‌سپارى قدم پيش نهادند و حمله كرده جنگى عظيم درپيوستند و الحقّ داد مردانگى و مردى دادند و كينهء خود از دشمن بدخواه كشيدند و نصرت و ظفر هم‌عنان شده لشكر او را منهزم گردانيدند قال تعالى كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ و چون دل ملوك جام گيتىنماى حوادث عالم است شبانه شيخ بزرگوار شيخ برهان الدين قليچ را رحمة الله عليه در خواب ديد بادبى تمام به حضرت ايشان رفته در باب فرزند ارجمند خود اميرزاده جهانگير ازو استمداد همّت كرد كه پسرم را از خداى تعالى در خواه شيخ